اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
50
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
مسيحى [ 1123 ق ] كرمانشاه را تصرف كرده بود و در همان اوان ، در سن پيرى از جهان درگذشت . اما پيش از مرگ در اين خيال بود كه فتوحات خود را با اصول محكمى مقرر و ثابت كند . پس از وفات وى پسرش احمد پاشا يك سال بعد همدان را ضبط كرد . اما با وجود آنكه سه ماه در حصار و محاصره بودند ، اهالى شهر با وجود فرار كردن حاكم و خيانت مشاراليه ، در كمال جدوجهد از شهر نگهدارى كرده ، تسليم نشدند ، مگر پس از آنكه برج و باروى شهر منكوب شد . پس به آن بهانه ، حكم به قتل و غارت شهر شد و عثمانيان از آن تاريخ تا سال هزار و هفتصد و بيست و نه مسيحى [ 1142 ق ] كرمانشاهان و همدان و نهاوند ، و تمامى اين صفحات را در دست داشتند ، تا هنگامى كه نادر شاه آنها را بيرون كرد . در ايام سابق در همدان امتعهء حرير زياد مىبافتند كه به مصرف اهالى مىرسيد ، و همچنان پارچه [ هاى ] ريسمانى از پنبهء ولايتى و داخلهء خود نيز تهيه مىكردند . اما امروز اين كارخانجات از كار افتاده و مظنون چنين است كه دوباره اين حرف ، صورت نخستين خود را نخواهد گرفت تا هنگامى كه آسودگى و امنيت مردم و تشكيل حكومت منتظمه ، ثابت و برقرار شود و سوداى رياست از سر بزرگان ، ديگر بيرون رود . اهل جغرافيا امروز متفقاً مدلّل مىكنند كه اين شهر همان شهر قديم معروف به اكباتان [ هكمتانه ، اكباتانه ] است و ما نيز بر همين رأى هستيم و مىگوئيم كه محل آن در عراق عجم به درستى [ با محل قديمى آن ] تطابق دارد . با تحديدى كه قدما و ارباب مدينه كردهاند ، همان محلى است كه قدما جاى اكباتان را تعيين كردهاند . مسافت آن از كوه الوند ، امروزه تخميناً سه ميل است و قدما ، دوازده ميدان اسب در هنگام آبادى ، بزرگى و وسعت اين شهر را گفتهاند . خاكريزهايى كه همدان الان در روى آنها قرار دارد ، خبر از قدمت آن مىدهد . همچنين راههايى دارد كه در بين كوه بريدهاند و كار اكنون ايرانيان اين زمان نيست . آبهايى كه از اين كوه سرازير مىشود ، ممكن است كه چون ايام سابقه ، به شهر آورده شود . هواى آن را هم در تابستان بسيار ملايم گفتهاند ، چنانچه در تمام ايران نظير ندارد . زيادى محصول خاك آن ، بر نهايت كمال و اوصافى كه قدما ذكر كردهاند ، شهادت تمام مىدهند ، و اين شهر تبريز نيست كه تفحّص مكان ، [ به عنوان ] پايتخت قديم مملكت ماديه را دارد ، بلكه آن همدان [ اكباتانه ] است و بس . همه مىدانند كه اكباتانه نيز چون شهر بابل و سوز [ سوسه - شوش ] و اصطخر و فارس و مداين ، هر ساله با قدوم پادشاه ايران در قديم ، مشرّف مىشد . توقف سلاطين در همدان بواسطهء اعتدال هوا و سلامتى آن و كثرت ميوه و فراوانى محصولات ، بيشتر بود . فى الحقيقه اين محل از ايران كه به بهترين ميوهها و نيكوترين گلها و بسيارى آبها و فراوانى برنج و ساير